X
تبلیغات
دفتر خاطــــــــــــــــــرات من

دفتر خاطــــــــــــــــــرات من

کاش میشد خاطــــــــــــــــــــرات و مثل دفترش پاره کرد

سلامی دوباره

این وب دوباره آپ میشه


تاريخ سـاعت 2:33 نويسنده یه برزخـــــــــــــــــــــی ♥
گربه صلیب میرم کبوتر رها منم

فاتح قله ی غمم عاشق جان فدا منم

از همه دیر خسته ا م زخویشتن گسسته ام

تورانده ایم ولی به تو از دلو جان فدا منم

به شب قسم که روز را به یاد تو سر کنم

وگرنه در غروب هم خسته ی بی نوا منم

تو جان دهی جهان دهی تو شوق بی کران دهی

وگرنه چاکرت بودم بنده ی بی وفا منم

تو می زمهر دادیم که غرق شادیم

ساقی مهرتاتویی مست می صفا منم

صاعقه مهر تو چون به قلب میزند شرر

نعره زن از شرر عشق چون رعد بی صدا منم

بی کسم زبی کسی شهر دهر گشته ام

عاشق شعر وشاعرو نغمه ی بی صدا منم

 

تاريخ سـاعت 23:42 نويسنده یه برزخـــــــــــــــــــــی ♥

زندگي دفتري از خاطره است

يك نفر در دل شب ، يك نفر در دل خاك

يك نفر همدم خوشبختي هاست ، يك نفر همسفر سختي هاست

چشم تا باز كنيم عمرمان مي گذرد ، ما همه همسفريم

---------------------------------------------------

قول بده که خواهی آمد

اما نیا

اگر بیایی همه چیز خراب میشود

دیگر نمیتوانم اینگونه با اشتیاق

به دریا و جاده خیره شوم

من خو کرده ام به این انتظار

به این پرسه زدن ها

در اسکله و ایستگاه

اگر تو بیایی

من چشم به راه چه کسی بمانم؟؟؟؟؟؟؟؟

****************************

 

 

  شکوفه ی اشــــــــــــــــــــک                     

وفـــــــا نکردی وکردم ، جفــــــــا ندیدی و دیدم     شکستی و نشکستم ،بریدی و نبریـــــــــــدم

اگـــــر ز خلــــــق ، ملامت و گر ز کرده ، ندامت      کشیدم از تو کشیدم ، شنیدم از تو شنـیـدم

کی ام؟شکوفه اشکی که در هوای او هر شب     زچشم ناله شکفتم ، به روی شکوه دویـــدم

مرا نصیب غـــــم آمد ، به شادی همه عالـــــم      چرا که از همه عالــــم،محبت تو گزیــــــــدم

چو شمع خنده نکردی ، مگر به روزسیاهــــــم     چو بخت جلوه نکردی ، مگر ز موی سپیـــدم

به جز وفـــــا و عنایت ، نماند درهمه عالـــــــم      ندامتــــــی که نبردم ، ملامتی که ندیــــــدم

نبود از تو گریـــزی ، چنین که بار غــــــــــم دل      زدست شکوه گرفتم،به دوش ناله کشیـــدم

جوانـــــــــی ام به سمند شتاب میشد و از پی     چو گرد در قـــــــدم او ، دویدم و نرسیـــــــدم

به روی بخت ز دیده ، ز چهره عمر به گــــردون      گهی چو اشک نشستم گهی چو رنگ پریدم

وفـــــــا نکردی و کردم ، به سر نبردی و بـــردم     ثبات عهــــــــد مرا دیدی ای فروغ امیــــــــدم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

              دعاکن

دعا كن دلم بوي باران بگيرد

و اين درد جانسوز درمان بگيرد

دعا كن دلم رنگ آيينه گردد

و تنهايي از عشق پايان بگيرد

چكاوك به يك گوشه اش لانه سازد

شقايق ز شادابيش جان بگيرد

دعا مي كنم تا كه روزي بيايد

دعا كن سرم را به دامان بگيرد

دعا كن كه دستان پر پينه ام را

به گرمي به آغوش دستان بگيرد

دعا كن كه اين سفره خالي عشق

به باريدني طعمي از نان بگيرد

دعا كن كه تنهاترين مرد دنيا

دمي همره عشق سامان بگيرد

دعا كن اگر مي سرايم تو باشي

كه با خنده هايت دلم جان بگيرد

_____________________________________________________________________

سلام چهارشنبه سوری همگی مبارک


از روی آتیش پریدید سرخی آتیشو گرفتین و زردیها رو از خودتون دور کردین؟؟؟؟


خرید عید هم انشاء اله تموم شده باشه

در پیشواز عید سری به دل خود زدم


دیدم غبار گرفته دلم


دیدم هنوز هم فرصت نشد دل خود را جلا دهم


شاید همین یکی دو روز مانده به عید و به سال نو


رختی دگر به تن کنم از مهر و آشتی


شاید دوباره خنده کنم بی دلیل و فکر


شاید به عشق نگاهی کنم به تو


شاید دوباره تو را ای نسیم عشق


با هر نفس که می کشم


در اندرونی فضای دلم


غوطه ور کنم


سالی دگر که در ره است


سال نکوئی و مهر است


سال عشق


سال دوباره های من و تو


سال هزار باره انسانیتی جدید


سال دگر اگر نفسی بود  عشق را و مهر را


باید درون باغهای دل بکاریم و بعد مدتی


باید همه علفهای هرزه را از بیخ برکنیم


سال جدید که آمد برای تو ای بهترین عزیز


عیدی چه اورم که دلت را سزا بود


عیدی که هیچ ندارم بجز دلی


مشتاق و بی قرار

مشتاق و بی قراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااار

عید همگی مبارک ان شاالله سال خوبی داشته باشید
تاريخ سـاعت 23:25 نويسنده یه برزخـــــــــــــــــــــی ♥

 

سرم را در تاريکي گودالها فرو مي‌برم. لباس سکوت بر تن مي‌کنم و ديگر به تو نمي‌گويم بمان. کنار مي‌روم تا راه زندگي خود را به تنهايي طي کني. مي‌فهمم اما وانمود به نفهميدن مي‌کنم. حس را در خودم مي‌کشم. عشق را سرکوب مي‌کنم تا با تنهايي خود خوش باشي.
من با خنجر زدن به روح و جسمم، آنچه را که تو مي‌خواستي برايت فراهم کردم. آسوده باش که به آنچه مي‌خواستي رسيدي... در حاليکه حتي لحظه‌اي به آنچه من مي‌خواستم فکر هم نکردي...
براي اعتراض نيست که اين سخنان را مي‌گويم. بارها به تو گفته‌ام که قلب من از گدايي کردن عشق مستغني است. براي برهم زدن روزهاي آرامت هم نمي‌گويم. تکرار اين جملات براي اين است که روز به روز بيشتر از گذشته از تو و زندگيت متنفر شوم تا زندگي کسي را مانند تو نابود نکنم...! 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 

شبي غمگين شبي باراني و سرد
مرا در غربت فردا رها کرد
دلم در حسرت ديدار او ماند
مرا چشم انتظار کوچه ها کرد
به من مي گفت تنهايي غريب است
ببين با غربتش با من چه ها کرد
تمام هستي ام بود و ندانست
که در قلبم چه آشوبي به پا کرد
و او هرگز شکستم را نفهميد
اگر چه تا ته دنيا صدا کرد

روز تولدت شد و نیستم اما کنار تو

کاشکی می شد که جونمو هدیه بدم برای تو

درسته ما نمیتونیم این روز و پیش هم باشیم

بیا بهش تو رویامون رنگ حقیقت بپاشیم

میخوام برات تو رویاهام جشن تولد بگیرم

از لحظه لحظه های جشن تو خیالم عکس بگیرم

من باشم و تو باشی و فرشته های آسمون

چراغونی جشنمون، ستاره های کهکشون

به جای شمع میخوام برات غمهات و آتیش بزنم

هر چی غم و غصه داری یک شبه آتیش بزنم

تو غمهات و فوت بکنی منم ستاره بیارم

اشک چشاتو پاک کنم نور ستاره بکارم

کهکشونو ستاره هاش دریاو موج و ماهیاش

بیابونا و برکه هاش بارون و قطره قطره هاش

با هفت تا آسمون پر از گلای یاس ومیخک

با ل فرشته ها و عشق و اشتیاق و پولک

عاشقتو یه قلب بی قرار و کوچک

فقط می خوان بهت بگن :.

تولدت مبارک

******************************************************************************

آتشی در سینه دارم جاودانی

عمر من مرگیست نامش زندگانی رحمتی کن

کز غمت جان می سپارم بیش ازین من طاقت هجران ندارم

 کی نهی بر سرم،پای ای پری از وفاداری شد تمام اشک من بس در غمت کرده ام

 زاری نوگلی زیبا بود حسن و جوانی عطر آن گل رحمت است

و مهربانی ناپسندیده بود دل شکستن رشته ی الفت

 و یاری گسستن کی کنی ای پری،ترک ستم گری می فکنی

 نظری آخر به چشم ژاله بارم گرچه ناز دلبران دل تازه دارد

 ناز هم بر دل من اندازه دارد هیچگه ترحمی نمی کنی

 بر حال زارم جز دمی که بگذرد،از چاره کارم دانمت

 که برسرم کذر کنی به رحمت

 اما آن زمان که برکشد گیاه غم سر بر مزارم

***************************************************************************

با تو نیستم

تو نخوان

با خودم زمزمه میکنم

.

.

.

من خوبم ....من آرامم......من قول داده ام

فقط کمی

تو را کم اورده ام

یادت هست؟ میگفتم در سرودن تو ناتوانم؟ واژه کم می اورم برای گفتن دوستت دارمها؟

حالا تـــمــــــــام واژه ها در گلویم صف کشیده اند

با این همه واژه چه کنم؟

تکلیف اینهمه حرف نگفته چه می شود؟

باید حرفهایم را مچاله کنم و بر گرده باد بیاندازم

باید خوب باشم

من خوبم ....من آرامم......من قول داده ام

فقط کمی

بی حوصله ام

آسمان روی سرم سنگینی میکند

روزهایم کش امده

هر چه خودم را به کوچه بی خیالی میزنم

باز سر از کوچه دلتنگی در میاورم

روزها تمام ابرهای اندوه در چشمان منند ولی نمی بارند

چون

من خوبم ....من آرامم......من قول داده ام

تمام خنده هایم را نذر کرده ام که گریه ام نگیرد

اما شبها..

وای از شبها

 هوای آغوشت دیوانه ام میکند

موهایم بد جوری بهانه دستانت را میگیرند

تک تک نجواهای شبانه ات لا به لای موهایم مانده اند

کاش لا اقل میشد فقط شب بخیر شبها را بگویی تا بخوابم

لالایی ها پیشکش

من خوبم ....من آرامم......من قول داده ام

فقط نمیدانم چرا هی آه میکشم

آه

و

آه

و بازم آه

خسته شدم از این همه آه

شبها تمام آه ها در سینه منند

ان قدر سوزناک هستند که می توانم با این همه آه دنیا را خاکستر کنم

اما حیف که قول داده

 من خوبم ....من آرامم......

فقط کمی دلواپسم

کاش قول گرفته بودم از توبرای کسی از ته دل نخندی

می ترسم مثل من عاشق خنده هایت شود

حال و روزش شود این...

تو که نمی مانی برایش آنوقت مثل من بایدآرام باشد .....

خوب باشد....

. قول داده باشد

 بیچاره.....................................................نترس باز شروع نمیکنم

 اصلا تمام نشده که بخواهم شروع کنم

همین دلم برایت تنگ شده را هم به تو نمی گویم

 تو راحت باش

من خوبم ....من آرامم......آخر من قول داده ام

 که آرام باشم باورت می شود؟ 

من خوبم

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 طرح چشمان قشنگت در اتاقم نقش بسته 

  شعر می گویم به یادت در قفس غمگین و خسته 

  من چه تنها و غریبم بی تو در دریای هستی 

  ساحلم شو غرق گشتم بی تو در شبهای مستی

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 خسته است دلم در این لحظه ،گرفته است دلم ،

همین دل در هم شکستهبی احساس تر از همیشه ام،

غم آمده و به دلم نشستهغم آمده و اشکم را در آوردهکسی نمیداند من چه حالی دارم،

 کسی نمیداند من چرا اینگونه پریشانمکجاست آن آغوشی که به آن پناه ببرم ،

 کجاست آن دستهایی که مرا نوازش کند ،

 اشکهایم را از گونه هایم پاک کند ،

 مرا از این حال و هوای ابری و دلگرفته رها کند ،

 کجاست کسی که فریاد پر از غمم را بشنود و این سکوت غم زده را با حرفهایش بشکند ،

 مرا آرام کند ،

 قلبم را با مهر و محبتهایش آشنا کندکسی که نمیشنود حرفهای مرا در این لحظه ،

 حالا آن کسی که میخواند حرفهایم را در این لحظه نمیبیند اشکهای مرا ،

حس نمیکند درد این دل تنهای مرانمیتوانم قلبم را به کسی بسپارم ،

 بهتر است مثل این لحظه ،از درد خویش بنالمقلبم را بسپارم به کسی که بشکند آن را ،

 یا به جای آرامش آزار دهد این قلب بی گناهم رانمیگردم

 دیگر هیچ جای دنیا به دنبال یک قلب باوفانیست ،

 هیچ جا ، حتی اینجا ، یک دل با وفانیست صداقت ،

 نیست آن کسی که عشق را درک کند و معنی آن را بداندوقتی نیست دلی باوفا ،

 نیست دیگر کسی که آرام کند دل غمگینم راخسته ام ،

 باز هم مثل همیشه من هستم و قلب شکسته امنوشته ام تا درک کنی ،

 ای تو که مثل من ، همصدا با غمهای منینوشته ام تا نگردی دنبال وفا ،

وفا نیست دیگر در این دنیانیست دیگر دلی که عاشق باشد ،

نیست دلی دیگر که قدر عاشقی را بداندمن که تمام دنیا را گشتم و ندیدم ،

 اینک هم با قلبی شکسته مدتهاست که با تنهایی رفیقم ،

 هنوز هم به حال این دل خویش میگریمبی آنکه کسی ببیند اشکهایم را ،

بی آنکه کسی بشنود درد دلهایم رابی آنکه کسی درک کند احساسات پاک من را ،

 بی آنکه کسی بیاید و دستهایم را بگیرد و مرا آرام کند ،

کجاست آن قلبی که حال مرا از این رو به آن رو کند!

کجاست آن کسی که مرا باور کند…

 (مهدی لقمانی) 

****************************************************************************

به غم كسي اسيرم كه ز من خبر ندارد

 عجب از محبت من كه در او اثر ندارد

  غلط است هر كه گويد دل به دل راه دارد

 دل من ز غصه خون شد دل تو خبر ندارد

   می رسد روزی که بی من روزها را سر کنی می رسد

 روزی که تنها مرگ را باور کنی   می رسد

 روزی که تنها در کنار قبر من شعرهای کهنه ام را مو به مو از بر کنی

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

  کاش غصه تموم میشد

، کاش گریه نمیکردم من باعث وبانیشم ،

 دنبال کی میگردم؟!؟

تقصیر خودم بوده ،

 هرچی که سرم اومد از هرچی که ترسیدم ،

 عینا به سرم اومد تا حس منو دیدی ،

 احساس خطر کردی تا رازمو فهمیدی ،

 دنیارو خبر کردی این حادثه تلخــــو از چشم تو میدیدم

 تو روی تو دنیا بود ، من پشت تو جنگیدم

________________________________________________________________

   امشب از داغ غمت دل را چراغان میکنم

 تا سحر بیدارم امشب با تو پیمان میکنم

 گاهی از شوق وصالت ساز مستی میزنم

 گاهی از شرم گنه سر در گریبان میکنم

با غم عشقت بسازم یا بسوزم منتظر فال حافظ میزنم

 نی نی به از آن میکنم باده ای سر میکشم آری وضو دارم

 هنوز پیر مستان هر چه فرماید به قرآن میکنم 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

  خواب و خیالنازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت

پرده ی خلوت این غمکده بالا زد و رفت

کنج تنهایی ما را به خیالی خوش کردخواب خورشید به چشم شب یلدا زد و رفت

درد بی عشقی ما دید و دریغش آمدآتش شوق درین جان شکیبا زد و رفت

خرمن سوخته ی ما به چه کارش می خوردکه چو برق آمد و در خشک و تر ما زد و رفت

رفت و از گریه ی توفانی ام اندیشه نکردچه دلی داشت خدایا که به دریا زد و رفت

بود آیا که ز دیوانه ی خود یاد کندآن که زنجیر به پای دل شیدا زد و رفت

سایه آن چشم سیه با تو چه می گفت که دوش عقل فریاد برآورد و به صحرا زد و رفت

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 امشب  خواب به چشم من راه نمی برد!

  مهتاب دیگر سروربخش شب های انتظارم نیست. 

 بی قرارو دلخسته ام  زیرا که معبود را نمی یابم

  همه دیوانه ام می پندارند  آری دیوانه ام! 

و فقط تو می دانی که از چه رو دیوانه ام...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در این دنیای پوچ و بیهوده،

در این دنیای پر از دوز و کلک،همه آدم های دنیا دورنگ شدند.

 در این روزگار غریب یک نفر زیر رگبار بی وفایی زخمی شده

 و زیر دست و پا های بی رحمانه مردم نفس های آخرش را می کشد.

 کسی نیست دست یاری به من بی گناه و تنها بدهد.

و مرا از مرداب دنیا و پریشانی حال نجات دهد.

 من دقیقه به دقیقه،ثانیه به ثانیه،پرپر شدن خودمو میبینم،

و هر لحظه بسته شدن دفتر زندگیم رو.

آهای خدایی که در عرش کبریایی گوش کن،

به حرفای این دل خسته  گوش کن.

 چرا،چرا  به من بی کس مددی نمی رسانی تا کی غصه و درد.

تاکی تاریکی و ماتم،تا کی آسمان دلم بارانی ،

 دیگه نه،دیگه نه،دیگه نه دیگه تحمل ندارم از همه طرف بریده شدم و از همه کس رنجیده شدم

  فقط تو،فقط تو می تونی کمکم کنی فقط تو

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

   دفتر عشق که بسته شد

 دیدم منم تموم شدم خونم حلال ولی بدون به پای تو حروم شدم اونی که عاشق شده بود

 بدجوری تو کار تو موند برای فاتحه بهت حالا باید فاتحه خوند

 تموم وسعت دلو به نام تو سند زدم غرور لعنتی می گفت بازی عشقو بلدم

 از تو گله نمی کنم از دست قلبم شاکیم چرا گذشتم از خودم چرا غرق تاریکیم دوست ندارم

 چشمای من فردا به آفتاب وا بشه چه خوب میشه

تصمیم تو آخر ماجرا بشه دست و دلت نلرزه بزن تیر خلاصو

 از اون که عاشقت بود بشنو این التماسو  

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 به هر کس دل سبردم بی وفا شد نمک خوردو نمکدان زیر با شد  

 به قلبم خون فتادو خنجر انداخت  از ان وقتی که این دل مبتلا شد

   به من گفتا برو گم شو ز بیشم      

     از این گفتار قلبم بینوا شد   به او گفتم چه دیدی نازنینم  

 ز من اینگونه قلبت بی صفا شد  

 بگفتا هیچ اما بار دیگر     

    نگاهم با نگاهی اشنا شد  به او گفتم چه دیدی از نگاهش 

  که حرمت نگاهم زیر با شد  

   بگفتا هیچ اما بول و ثروت به همراه نگاهش مال ماشد  

 ز گفتارش چو خونین گشت قلبم  زمان از اه من بی سر صدا شد  

 به روی گونه هایم اشک لغزید

  تمام اسمان بر ماجرا شد 

  به اشکم خنده امد بر لبانش     

  بگفتا ای دنی دل بی وفا شد

***********************************************************************

  شلوغ پلوغه کوچه دارم میمیرم انگار

 بازیه گل یا پوچه گلم عروس مردم دوماد پوچیه من شد

لباس عروس امشب به قامتم کفن شد

 ختبه ی عقدت شده رحمان و یاسین من ختبه ی منه

 عاقد نخوون جون من مهریه ی رفتنت منم منه جنازه

عروس خانوم وکیلی اجازه بی اجازه

صدای بله ی تو فریاد تصمیمه سند ازدواجت برگه ی ترحیممه

 برگه ی ترحیممه تابوت غم برا من آغوش اون برا تو چی

 به سری من اومد خدا بگو گلم کو

 یه کاس آب و قرآن ّآینه ها شکسته

 یه سمت ماشین عروس و یه سمت تابوت خسته

بازیه ما تموم شد گل توی دست اونه

 یه مشت گلای پرپر رو قبر من میمونه رو قبر من میمونه

************************************************************************

    عزیزم خیلی وقته دردی مونده تو دلم ..... میخوام را  

 ز عشقمو واسه همه بگم و برم یادم می یاد روزایی که بهم قول دادی زیاد .... ولی زدی زیر قولت گفتی برو منم میام

باشه درو ببند برو بیرون بزار تنها باشم ..... توی تلاطم بغز ثانیه ها رها باشم

 دستات مال من بود ولی قلبت بود از من جدا ..... چه شبهایی به خاطرت نشستم

 وای خدا می خواهی بری برو به درک پس از یادمم برو .... یادت می یاد وقتی گریه کردم گفتم

 نرو حالا من میرم تو هم تنها باش با دل خودت ..... ببین چیکار کردی بزار برو از یاد خودش تمام فکرم

 توی چشمای تو بود .... کاشکی الان دستهات تو دستهای من بود

 تمام مردم این شهر به من همواره میگن .... تو این سکوت ‌ِسرد مرگ و بهمراه دارم

 همیشه نفرین من به راهت ِ ..... به دل سیاه تو نگاهت ِ تا ابد

 فقط میگم خدا خدا ..... کی ِ میشه از دل تو دلم جدا میدونم

 همش تو رو به عشق تو ...... میدونم چقدر شلوغه

 دل تو  الهی خونه خرابت ببینم ..... تا ابد توی عذابت ببینم

 دیگه از نبودنت نمی سوزم ..... دیگه حتی چشم به در نمی دوزم

برو اشک نریز با یاد دلم ..... دیگه نمی خوامت باهات نمی مونم

 دیگه حتی نمی خوام اسمتو فریاد بزنم ..... مثل عاشق تو کتابها اسمتو داد

 بزنم بترس از اون روز که با من چشم تو چشم بشی .... من تو فکر تو بودم تو بودی تو فکر کی ؟

خیلی ساده از من گذشتی من ساده تر میگذرم .... مثل قبل از نبودنت تو خودم نمی شکنم

میشنوم صدایی که هچوقت تو نشنیدی ... صدایی که میگفت تو از جدایی میترسیدی

 آره میترسیدم ولی حالا میگم بی خیال .... حرفات تکراری شده یه حرف جدید بیار کاش می شد

ببینمت بهت بگم ..... دیگه از دیدن تو سیر دلم کاش می شد

دیگه چشمام نبیننت .... از درخت غم دیگه تو رو نچینمت کاش می شد

 چشماتو گریون میدیدم .... توی تنهایی و غم دلتو خون می دیدم کاش می شد

 برق چشمام بارون کنه ..... سیل غم بیاد و تو رو داغون کنه 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

  دوست داشتم در اولين قطرات اشکم درک می کردی آنچه در وجودم بود.

دوست داشتم در تمام ناباوريها و تمام بايد ونبايدها باور می کردی

 دردی را که سالهاست در گوشه اين دل پنهان است و با تمام خاموشيم

بفهمی که در دلم غوغايی برپاست.با همه کودکيم نگاهم را ذره ای از وجودت بدانی.

دوست داشتم لحظه ای با مکث خود تمام هستی را به هم پيوند می دادی

 و هستی را آنچنان به من می بخشيدی که ديگر اثری از آن نباشد.

دوست داشتم فرياد خفه اين گل بخاک افتاده را بدست تن نااميد به باد نمی سپردی

 که ناگهان نه بادی می ماند نه من،

دوست داشتم من هم يکی از صدها ستاره ای بودم

 که در کنج دلت آشيانه دارد. گر چه می دانم نور من به وسعت ستاره های ديگرت نيست.

دوست داشتم گلی بودم در اوج نابودی که فقط به نبودن می انديشد

 و ناگهان دستی می آمد و مرا به دوباره بودن و ماندن

در اين زمين خوش خيال(زمينی که عادت کرده به رهگذرانش)دعوت می کرد

ولی من هر چه با تو خنديديم،هر چه گريه کردم،

هر چه احساس کردم يک شبه به فراموشی سپرده شد.

نمی دانم کدام آرزو تو را صدا کرد؟!ن

می دانم کدام خواهش معنای خواهش من شد؟!

نمی دانم کدام شک و ترديد واژه های درد آلود

 مرا از يادت برد،نمی دانم چرا اين قصری را

 که تمام نفسهايمان در آن محبوس بود يک شبه خراب کردی؟!    

تاريخ سـاعت 17:30 نويسنده یه برزخـــــــــــــــــــــی ♥
 سنگ قبر من بنويسـيد خسته بود اهــل زمين نبود نـمازش شــكســته بود بر سنگ قبر من بنويسيد شيشه بود تـنها از اين نظر كه سـراپا شـكســته بود بر سنگ قبر من بنويســـــــيد پاك بود چشمان او كه دائما از اشك شسـته بود بر سنگ قبر من بنويســيد اين درخت عمري براي هر تبر و تيشه، دســــته بود بر سنگ قبر من بنويســــــيد كل عمر پشت دري كه باز نمي شد نشسته بود

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com  

 خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه ... خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ... خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي ... خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بش تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com کني ، بعد بفهمي دوست نداره ... خيلي سخته که همه چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي ، اما اون بگه : ديگه نمي خوامت

 

روي تخته سنگي نوشته شده بود: اگر جواني عاشق شد چه کند؟ من هم زير آن نوشتم: بايد صبر کند. براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته ي من کسي نوشته بود: اگر صبر نداشته باشد چه کند؟ من هم با بي حوصلگي نوشتم: بميرد بهتر است. براي بار سوم که از آنجا عبور مي کردم. انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد. اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم...

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com   
وقتي که ديگر نبود من به بودنش نيازمند شدم وقتي که ديگر رفت به انتظار آمدنش نشستم وقتي ديگر نمي توانست مرا دوست بدارد من اورا دوست داشتم وقتي اوتمام شد من اغاز شدم و چه سخت است تنها متولد شدن مثل تنها زندگي کردن مثل تنها مردن

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

  واسه شكستن يه دل فقط يه لحظه وقت مي خواد.اما واسه اينكه از دلش در بياريشايد هيچ وقت فرصت نداشته باشي... ميشه مثل يه قطره اشك بعضي ها رو از چشمت بندازي ، ولي هيچ وقت نمي توني جلوي اشك وبگيري كه با ر تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com فتن بعضي ها از چشمت جاري ميشه

 

       اگه قلبمو شکستی به فدای یک نگاهت این منم چون گل یاس نشستم سر راهت تو ببین غبار غم رو که نشسته بر نگاهم اگه من نمردم از عشق تو بدون که روسیاهم اگه عاشقی یه درده چه کسی این درد ندیده تو بگو کدام عاشق رنج دوری ندیده اگه عاشقی گناهه ما همه غرق گناهیم میون این همه آدم یه غریب و بی پناهیم تو ببین به جرمه عشقت پره پروازمو بستند تو ندیدی منه مغرور چه بی صدا شکستم   

  تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 

امروز 23شهریوره تولد عسلم 

عسل جان تولدت مبارک خاله  

 

 

تاريخ سـاعت 20:1 نويسنده یه برزخـــــــــــــــــــــی ♥

یه روز تو کوچه باغی .

 به اسم کوچه ی یاس .

 آتیش زدن به جرم مزحر عشق و احساس .

دل اون و شکستن.

 غم تو دلش نشوندن.

هر آتیشی که بوده توی دلش سوزوندن.

کاری کردن که دنیا.

 سیاه بشه به چشماش.

 نمونه هیچ امیدی. برای صبح فردا .

اون آدمای سنگ دل.

 حیارو از رو بردن.

 اونا که آخر کار چوب خدارو خوردن .

همونایی که خواستن.

 از دنیا سیری سیرشه.

 با اون نگاه روشن توی یه لحظه پیرشه.

تو همون  لحظه که  خمیده دید یاسیشو.

 اون وقتی که شکستن شیشه ی احساسشو.

آحی کشید و  افتاد .

نگاش به چشمای یاس.

  اشکاش  و دیدو گفتش ای دنیای بی احساس.

یه عمر که تو دنیا دنبال یک نشونی.

 از قبر بی نشونه بانوی آسمونی .

سلام مهربونم میدونم میای ونوشته هامو میخونی تو که نذاشتی حرفمو

بزنم همش تهدید کردی اینجا نوشتم شاید خوندی ولی بذار اخرین حرفمو

برات بنویسم تو که حتی برای اخرین بار منو از شنیدن صدای نازت محروم

کردی میدونم تو این مدت خیلی اذیتت کردم اخه سخته فکر کن یه سال

انتظار بعد 18 روز فقط صدای نازت رو شنیدن ویه روزسرزدن تو به یه تبیدیت

تو چشمان سبزت وبعد یه دنیا گریه یه عمر انتظار که سراب ولی بازم

قشنگی حتی اگه سراب باشی خورشیدکم تو که روزمو رنگ شب زدی

ورفتی با یکی دیگه خودمونی کی مثل تو ادمو جای عروسک میزنه من که

قلبمو داده بودم به تو به عنوان یه بازیچه چی شد دلتو زد این بازیچه یه

سوال کی مثل من خودشو قربونی نگات می کنه که حتی یه نیم نگات مال

اون بشه کیه که اگه بارون بخواهی اشک سفید گریه هاشو پیشکش

چشمات میکنه نرو زیبا هستی ... عاشقت یه دلو یه زیبا یه دنیا چشم تره

تو نباشی بی تو میمیرم ام وتو بمون حتی اگه مال کسی دیگه بشی

بودنت رو خط به خط زندگیم اثر داره بگذریم عزیزمن نمیگم نمی خوام

مهربونم برای بار اخری از من دلخور بشه فقط این شعر وبرای تو

نوشتم بخون اگه هنوز برات به عنوان یه عاشقت ارزش دارم بخون تنها

سرنشین قلبم و



نمیدونم چی شد که اینجوری شد

نمیدونم چند روزه نیستی پیشم
اینارو میگم که فقط بدونی
دارم یواش یواش دیوونه میشم

شعر عاشقانه زیبا

تا کی به عشق دیدن دوبارت
تو کوچه ها خسته بشم بمیرم
تا کی باید دنبال تو بگردم
از کی باید سراغتو بگیرم

قرار نبود چشمای من خیس بشه
قرار نبود هر چی قرار نیست بشه
قرار نبود دیدنت آرزوم شه
قرار نبود که اینجوری تموم شه

یادت میاد ثانیه های آخر
گفتی میرم اما میام به زودی
چشمامو بستم نبینی اشکمو
چشمامو وا کردمو رفته بودی

قرار نبود منتظرت بمونم
قرار نبود بری و برنگردی
از اولش کناره من نبودی
آخرش هم کاره خودت رو کردی

قرار نبود چشمای من خیس بشه
قرار نبود هر چی قرار نیست بشه
قرار نبود دیدنت آرزوم شه
قرار نبود که اینجوری تموم شه

تاريخ سـاعت 23:12 نويسنده یه برزخـــــــــــــــــــــی ♥
فلک سیاره بخت من اندر آسمان گم شد

همایونی .سهیلی داشتم اندر خزان گم شد 

کشدم تید آهی از جیگر .اما نشان گم شد

ز اندوه غمت در سینه راه فغان گم شد 

ز بیداد لبت حرف و شکایت از میان گم شد

تاريخ سـاعت 0:2 نويسنده یه برزخـــــــــــــــــــــی ♥

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

خوشبختی چون توپ گردی است که در یک جا آرام نمی گیرد و مهار کردنش آسان نیست .

وقتی زیر پایت قرار می گیرد .گمان می بری که مالکش هستی .

فقط کافی ست در موقع ضربه زدن به آن دچار کوچکترین اشتباهی شوی و آن را در مسیر انحرافی بغلتانی .

در مسیری که تو را یارای قدم نهادن و تعقیبش نیست .

حتی اگر بخواهی دنبالش کنی او سریعتر می دود و در همان مسیر از دیدگانت ناپدید می شود .


تاريخ سـاعت 21:12 نويسنده یه برزخـــــــــــــــــــــی ♥
از کجا شروع کنم

از فریادی که در دلم به پاست یا از سکوتی که برلبهایم جاریست...؟

تو را چگونه بخوانم فرشته زندگی یا بادی که می وزد و شمع عمر مرا خاموش می کند؟

از چه بنویسم از لبهایی خاموش یا چشمانی مست دیدار تو ؟

بگذار با تو آغازی کنم با تو که پیمان بسته ای در فراز و نشیب راه عشق همراه من باشی دستم بگیری

و یاورم باشی که این راه فقط با تو به پایان می رسد

می خواهم بدانی که در نبودت وجودم را تمام به راهی سپردم که مه آرامشی بود و نه طوفانی هرچه

بود نجوای دلتنگی بود که مرهم شفایش سایه سار تو بود

سایه ایی از لطف و مهربانیت ...

عزیز دل:بدان که در نبودت جاده ها را به تنهایی مرور می کنم و زمین را پشت سر می گذارم و به خاطر

وجود مهربانت دریا را در دلم و کوهستان را در دست گرفته ام و فقط به خاطر تو نفس می کشم و به

جراحت نگاهم مرهم می گذارم با شاید این را بدانی که در این دنیا قلبی است که به خاطر تو می تپد

با نام تو آرام می شود و تمام دردها را با اندیشیدن به تو به دست باد می سپارد ...

در این زمان دوری تمام راهه را برای فرار از دلتنگی زیر پا گذاشتم اما هیچ راهی نیافتم که بتوانم غیبتت

را برایم توجیه کند دیگر تاب دوری ات را ندارم دوست دارم به جایی بروم که فقط تو باشی و زمزمه ای از

تو شروع شود ... کی خواهم به جایی بروم که نه ستاره ای باشد نه ماه پاره ای فقط تو باشی

چراغی که از خورشید روشنتر است ...

کاش میتوانستم به دور دست ترین نقاط سفر کنم و نزدیک شوم به معبودی که تو را در سر راهم قرار داد

می خواهم دانم علتش را علت وجودت را که من با نام (قسمت ) آن را خواندم اما قسمتی در میان نبود

هر چه بود خطا بود و اشتباه می خواهم به یاری اش گذر کنم از تو از نگاه محبت آمیزت از لبخند گرم و

صمیمی ات که گاهی نا خواسته شیرین ترین لحظاتش را به تلخترین ثانیه ها مبدل ساختم

اما نمی دانم چگونه دیگر نمی دانم چه باید بکنم با این دل خسته و دستای بسته که هر چه

می اندیشم با دستهای بسته کاری از پیش نخواهم برد

در مردابی گرفتار شده ام که هر چه دست و پا می زنم بیشتر فرو میروم...

نمی دانم گذر کنم یا بمانم که اگر گذر کنم و اگر بمانم با وجدانم

کاش می توانستم به راهی سرازیر شوم که نه خزانی باشد و نه بهاری نه ملکوتی و نه آوار قناری فقط

تو باشی و تو .نگاه تو .و آرامش من و تو ...

 


تاريخ سـاعت 19:49 نويسنده یه برزخـــــــــــــــــــــی ♥

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

وقتی که بارون میگیره

دلم

 بهونه میگیره

به یاد شبای بارونی

سراغتو میگیره

اشک چشام جاری میشه

مثل بارون چیکه چیکه

دله بهونه گیر من

بی تو آروم نمیشه

کجا رفتی ای دیوونه

ندارم از تو نشونی

چقدره نامهربونی

مگه از تو من چی خواستم

 به جز عشق و هم زبونی 

نم نم بارون میگیره

خاطره هات جون میگیره

توی دل خسته ی من

عشق تو از یاد نمیره

به تو گفتم ای مهربون

تنهام نزار پیشم بمون

این رسم عاشقی نبود

تنها بری تا آسمون

کجا رفتی ای دیوونه

حالا که از دست دادمت

می خونم از دوست داشتنت

تو زندگیم هر چه که بود

سپردمش به سرنوشت

ندارم از تو نشونی

چقده نامهربونی

مگه از  من  تو چی خواستم

به جز عشقو هم زبونی


 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com


تاريخ سـاعت 16:42 نويسنده یه برزخـــــــــــــــــــــی ♥

تنهات می زارم راهی ندارم 

خاطرتو نگه میدارم

چراغ خونم تنها بهونم بخاطر خدا برو خدانگهدار

اشکامو دیدی ازم برییدی گریمو انگار نشنیدی

دیگه نمیشه واسه همیشه بمونم در آرزوی یه لحظه دیدار

بخاطر خدا نگو خدانگهدار

تنها نشستم خسته ی خستم

هنوز نگاتو می پرستم 

نگو گناه آخر راه دیگه نمونده فرستی برای تکرار

باز زیری بارون با چشم گریون می رم به یاد اون شبا مون

کاش می دونستی دلو شکستی منو به دست زشت این زمونه نسپار

بخاطر خدا نگو خدا نگهدار

پیش تو گریه نکردم تا نبینی بی کسیمو دیگه کشتم توی قلبم غصه و دل واپسیمو

واسه تو فرقی نداره چشم من همش بباره اشکای منو نگاه کن رفته تا شهر ستاره

میدونم شکستی اما قسمتم همینه انگار نمی خوام بشکنم این قلبو هزار بار

نه فایده نداره این همه اسرار

اگه رفتی از کنارم سرده روزای بهارم 

کاش بدونی که بجز تو عشق دیگه ایی ندارم

می رم اما عشق پاکت می مونه با من همییشه 

کاش که میشد بهت می گفتم اما افسوس که نمی شه

عزیزم خدا نگهدار...


تاريخ سـاعت 16:16 نويسنده یه برزخـــــــــــــــــــــی ♥
وقتش رسیده حا

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

ل و هوایم عوض شود
با سار ِ پشت پنجره جایم عوض شود
هی کار دست من بدهد چشم های تو
هی توبه بشکنم و خدایم عوض شود
با بیت های سر زده از سمت ِ ناگهان
حس می کنم که قافیه هایم عوض شود
جای تمام گریه ، غزل های ناگــــــزیر
با قاه قاه ِ خنده ی بی غم عوض شود
سهراب ِ شعرهای من از دست می رود
حتی اگر عقیده ی رستم عوض شود
قدری کلافه ام و هوس کرده ام که باز
در بیت های بعد ، ردیفم عوض شود
حـوّای جا گرفته در این فکر رنج ِ تلخ
انگــار هیچ وقـت به آدم نـمی رسد
تن داده ام به این که بسوزم در آتشت
حالا بهشت هم به جهنم نمی رسد
با این ردیف و قافیه بهتر نمی شوم !

وقتش رسیده حال و ه

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

وایم عوض 

تاريخ سـاعت 0:19 نويسنده یه برزخـــــــــــــــــــــی ♥
گاهی نفس به

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

تیزی شمشیر می شود
از هرچه زندگیست دلت سیر می شود
گویی به خواب بود جوانیمان گذشت
گاهی چه زود فرصتمان دیر می شود
کاری ندارم آنکه کجایی چه می کنی

بی عشق سر مکن که

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

دلت پیر می شود


تاريخ سـاعت 0:18 نويسنده یه برزخـــــــــــــــــــــی ♥

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

ز پشت میله های سرد و تیره                    نگاه حسرتم حیران به رویت

در این فکرم که دستی پیش آید                 و من ناگه گشایم پر بسویت

در این فکرم که در یک لحظه غفلت             از  این زندان خاموش پر بگیرم

در این فکرم من و دانم که هرگز               مرا یارای رفتن زین قفس نیست

اگر هم مرد زندانبان بخواهد                 دگر از بهر پروازم نفس نیست

تاريخ سـاعت 14:40 نويسنده یه برزخـــــــــــــــــــــی ♥

تورو باید که پرستید تورو باید بوسید               تورو باید که شناخت به تو باید دل باخت

راز عشقو تنها از تو باید آموخت                    بی تو باید هر دم از تب عشقت سوخت

                             تو چه حسی هستی که به من پیوستی

                            هر نفس بی تردید تورو باید پرستید

در تو باید گم شد بی هراس و بی باک          باتو باید خوابید بر تن کهنه ی خاک

با تو می شه خندید به طلسم و تقدیر         با تو می شه بخشید روزگار دلگیر

                           تو چه حسی هستی که به من پیوستی

                          هر نفس بی تردید تورو باید پرستید

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

تاريخ سـاعت 14:34 نويسنده یه برزخـــــــــــــــــــــی ♥
نمی بخشمت : بخاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی

بخاطر تمام غم هایی که بر صورتم نشاندی

نمی بخشمت بخاطر دلی که برایم شکستی

بخاطر احساسی که برایم پرپر کردی

نمی بخشمت ...

بخاطر زخمی که بر وجودم نشاندی

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

تاريخ سـاعت 17:35 نويسنده یه برزخـــــــــــــــــــــی ♥

دلگیرم

بال و پری نیست

توشه برگیرم و پرگیرم
 که از همه سیرم
 با رنج زمانه درگیرم
 میسوزم و میسوزم
 می میرم و میمیرمست که پرگیرم

لعنت بر زمین
 لعنت بر زمان
 لعنت بر روزگار
 لعنت بر آسمان
 لعنت بر آن غمی که میکشد مرا
 لعنت بر آن آتش که میرنجاند مرا
 لعنت بر آن هنگام که بیحاصل گذشت
 می گذشت و غبارش بر وجودم مینشست
 همان دردی که در راهم مانع می کشید و پل میشکست


تاريخ سـاعت 20:4 نويسنده یه برزخـــــــــــــــــــــی ♥
دیگر در وجودم امیدی نیست
 دیگر در سکوتم سرودی نیست
 همه پرواز بی اوجم،اوج بی پرواز
 همه شعرم ،شعر بی آواز

من آن درخت بی شاخ و برگم
 که از تبار دردم
 در دوردست دشتی
 دور از نگاهت
 در حال مرگم
 من آن آهوی مستم
 که دل به وسعت تو بستم
 حالا تو این کویر وحشت
 به انتظار مرگ نشستم
 .
 از درد و غم بود هرچی نوشتم
چه کنم که تیره بختم ،سیاهه سرنوشتم

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

تاريخ سـاعت 20:1 نويسنده یه برزخـــــــــــــــــــــی ♥
 سوگند به سوگند

 سوگند به سکوت
 به خاموشترین شعرم
 به تاریکترین لحظه شب
 به تک گل مغرور باغ
که در دلم بنهاد داغ
 به درختی که بر تن خود تبر میزد و زار میگریست
 به برگی که آویخته بر دار میگریست
 به مرغی که از پرواز لذت نمیبرد
 اشکی که بر زمین می افتاد میمرد
 به عمری که به تنهایی گذشت
 به بغضی که در تنهایی می شکست
 به قفسی که چارچوب خاطرات من است
 به آسمانی که پر از حسرت پرواز من است

سوگند به عمر کوتاه گندمزار
به دل پرالتهاب هر گنجشک
که من مترسک نخواهم بود
 مگر آن مترسک که گوش به نجوای زاغی داد که خشم انسان برگ کاهی را دریغش داشت
 به تعداد پرنده ای که عبورشان به این مزرعه افتاد درونم زخم است

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 

تاريخ سـاعت 19:55 نويسنده یه برزخـــــــــــــــــــــی ♥
 

الهی بمیرم اگه باز ببینم غمی توی چشمات

الهی که باشه برای دل من تمامیه دردات

الهی بمیرم واسه ی اون نگاهت که انقدر نجیبی

الهی بمیرم واسه اشک چشمات که خیلی غریبه

بمیرم الهی واسه تو واسه تو که گریه کردی

تو که لحظه ایی تمام غمارو با من سر می کردی

دیگه گریه بس کن بزار واسه ی من تمام غماتو

بزار من بمیرم که طاقت ندارم ببینم چشاتو

بمیرم الهی ...

 

تاريخ سـاعت 22:2 نويسنده یه برزخـــــــــــــــــــــی ♥
 یا رب دل دوستان پر از غم نکنی

با تیر قضا قامت ما خم نکنی

ای چرخ تو را به حق قرآن سوگند

یک مو ز سر رفیق ما کم نکنی

 

 

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

 

  روزگار بی مروت لحظه ای شادم نکرد

                                        آرزوی مرگ کردم مرگ هم یادم نکرد

من از طرز نگاه امید محبتی دارم

                                        نگاهت را نگیر از من که از آن عالمی دارم

نگاهم کردی بستی به زنجیرم

                                 که دلگیرم اسیر وسوسه های نفس گیرم

نگاهت را نگیر از من که می میرم

                                چه کسی باور کرد  جنگل جان مرا

آتش عشق تو خاکستر کرد مرا

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری هفتم www.pichak.net كليك كنيد


 

چشمای منتظر به پیچ جاده                     دلهره های دل پاک و ساده

پنجره بازو غروب پاییز                              نم نم بارون تو خیابون خیس

                          یاد تو هر تنگ غروب تو قلب من می کوبه

                         سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه

غروب همیشه واسه من نشونی از تو بوده

                                          برام یه یادگاریه ،جز اون چیزی نمونده

تو ذهن کوچه های آشنایی                  پر شده از پاییز تن طلایی

تو نیستی و وجودمو گرفته                   شاخه ی خشک پیچک تنهایی

یاد تو هر تنگ غروب ...

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری چهارم www.pichak.net كليك كنيد

 

تاريخ سـاعت 14:21 نويسنده یه برزخـــــــــــــــــــــی ♥
 

دردم از یار است و درمان نیز هم              دل فدای او شد و جان نیز هم

اینکه می گویند آن خوشتر ز حسن         یار ما این دارد و آن نیز هم

 

 تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

تاريخ سـاعت 22:46 نويسنده یه برزخـــــــــــــــــــــی ♥
 

گفتم تو چرا دورتر از خواب و سرابی ،خواب و سرابی

گفتم که منم با تو ولیکن تو نقابی ،تو نقابی

فریاد کشیدم تو کجای ،تو کجایی

گفتی که طلب کن تو مرا تا که بی یابی

چون هم سفر عشق شدی مرد سفر باش ،مرد سفر باش

هم منتظر حادثه هم فکر خطر باش

هر منزل این راه بیابان هلاک است

هر چشمه سرابیست که بر سینه خاک است

در سایه هر زن اگر گل به زمین است

نقش تن ماریست که در خواب کمین است

در هر قدمت خاک هر شاخه سر راه

در هر نفس آزاد هر سایه صد باز

چون همسفر عشق شودی مرد سفر باش مرد سفر باش

هم منتظر حادثه هم فکر خطر باش

گفتم که عطش می کشدم در تب صحرا

گفتی که مجوی آب و عطش باش سراپا

گفتم که نشانم بده گر چشمه ای آنجاست

گفتی چون شدی تشنه ترین ،قدر تو دریاست

گفتم که در این راه کو نقطه آغاز

گفتی که تویی تو ،خود پاسخ این راز

چون هم سفر عشق شودی مرد سفر باش ، مرد سفر باش

هم منتظر حادثه هم فکر خطر باش

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

 

تاريخ سـاعت 17:6 نويسنده یه برزخـــــــــــــــــــــی ♥
 تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

من جلوه ی هستی را در نیلی چشمانت دیدم

تو را در خلوت شبهایم فریاد کردم

صبورانه سوختم و ساختم با من بمان

تا سرود عشق را با عشق سازم

نتونستم قد رعنا تو ببینم

آخه چشمی که پر آیه طاقت دیدن نداره

ترس دیدن یا شنیدن که می خواست بده به بادم

سایه ای بود سرد و سنگین رو به ذره اعتمادم

چه شبهایی تو اتاقم واسه تو نامه نوشتم

جای تو نامه رو خوندم آخر از نامه گذشتم

اگه روزی روزگاری بشه باز تو رو ببینم

وحشت از دنیا ندارم که گل سرخ رو بچینم

اگه سرخی نمی مونه که نخوام برات بچینم

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

تاريخ سـاعت 19:47 نويسنده یه برزخـــــــــــــــــــــی ♥
  عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- bahar22.com ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

 

 

 

خدایا سرد این پایین از اون بالا اگه می شه نگاه کن

 

یه کاری کن اگه می شه گاهی خودت قلبم و واکن

 

خدایا سرد این دستام از اون بالا خودت ببین می لرزه

 

مگه حتی همه دنیا به این دوری به این سردی می ارز

 

تمومش کن دیگه بسه شدم از زندگی خسته یه زخمی داره

 

این دل دارم از دردش می سوزم و می خواهم بمیرم

 

یه زخمی دارم از دردش هنوزم که هنوزه من دارم می سوزم

 

خدایه من دارم میام یکم بامن مدارا کن

 

شنیدم گرمه آغوشت اگه می شه منم یه گوشه جاکن

 

می دونم گرمه آغوشت اگه می خوای منم یه گوشه جاکن

 

دیگه بریدیم از دوری دلامون خیلی گرفته

 

تو کجایی که ببینی همه جا رو غم گرفته

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

خیلی سخته وقتی آواز می خونی , عشقتم گریه کنه آما واسه یه عشق دیگه , خیلی سخته... اما جونم دل من عادت داره , میدونه قسمت همینه... بی تو این دل چقدر غریبه... هنوزم تنهاترینه... آره تو راست میگی قسمت همین بود... قسمت من از اولم, رنگ چشمای تو بود

  •  

     تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

  • پیمان با دستها و کاغذها بسته نمی شود پیمانها را با چشم ها هک می کنند . ارد بزرگ

  • عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- bahar22.com ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

    مگه میشه یه نفر عاشق باشه غصه هامو گوش کنه دق نکنه من که از خدا می خوام هیچ کسی رو مثل من اینجوری عاشق نکنه

    عشق من رفته سراغ دشمنم یکم آبرو نذاشت واسه ی من خندید و اصلا به روشم نیورد

    دیدن این همه غصه های من کوه غم رو روی دوشم می کشم

    ای خدا نزار که دیوونه بشم تو خودت یه فکری به حال من خسته ار این همه عشق و خواهشم

    من که خیری ندیدم بغز تو صدام گواهمه واسه دردام یه دنیا حرف دارم .مختصر عاشقی اشتباهمه

    اگه میبینی صدام در نمیاد

    اگه نمی بینی که حرف نیزنم گفتن و نگفتنم فرقی ندار

    عشق من رازی شده به مردنم

    تاريخ سـاعت 11:55 نويسنده یه برزخـــــــــــــــــــــی ♥
      قلبم را . . . دلم را به تو می سپارم چرا که دوستت دارم ای همیشگی ترین دوست در حسرت دیدنت بی قرارم ای تک سوار محبت ای مظهر شهامت از حزن دوریت گریه دارم

     تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

    عشق يعني حسرتي دريك نگاه عشق يعني غربتي بي انتها عشق يعني فرصت اما كوتاه عشق يعني مرگ اما بي صدا

    تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

     زندگي به من آموخت كه چگونه گريه كنم ام گريه به من نياموخت كه چگونه زندگي كنم.....تو نيز به آموختي چگونه دوست بدارم اما به من نياموخت كه چگونه تو رو فراموش كنم

    تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

     

    تو سردی نفسهات غمی تشنه پنهون

    قصه ی تلخ رفتن بازم دو چشم گریون

    روزای قهر و آشتی دیگر گذشته رفته

    نگو از این جدایی نگو که خیلی سخته

    وقت خداحافظی دیگه نگیر بهونه

    اون روزا یادم میمونه همیشه عاشقونه

    اگه که دست تقدیر منو ازت جدا کرد

    اگه که این جدایی غم تو رو تو سینم جا کرد

    قسمت ما همین بود بی هم نفس کشیدن

    با عشق دل سپردن و ساده دل بریدن

     تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيد

     وقتی تو آمدی

    وقتی تو آمدی پاییز دلم بهار شد ، کویر دلم گلستان شد.

    وقتی تو آمدی قلب شکسته ام پر از عشق شد ،

    زندگی ام پر از طراوت و تازگی شد تو مانند بارانی بر روی من باریدی

    و تن خسته و غم زده مرا پر از طراوت عشق کردی

    تو مانند گلی در باغچه قلبم روییدی و قلب سوخته مرا گلستان عاشقی کردی

    تو مانند مهتابی بر آسمان دلم تابیدی و دل تاریک مرا پر از نور عشق خودت کردی

    تو با گرمای وجودت زمستان سرد دلم را گرم گرم کردی

    وقتی تو آمدی احساس میکردم دنیا مال من است چون تو دنیای منی

    وقتی تو آمدی خوشبختی را با تمام وجود حس میکردم چون

    تو همان امید زندگی منیتو که آمدی مرغ عشقی که در باغ

    دلم نشسته بود آواز عاشقانه اش را شروع به

    خواندن کرد

    تو که آمدی تنهایی به عزا نشست ، غم سفر کرد و

    قلبم به استقبال عشق رفتوقتی تو آمدی ساحل دریای دلم پر از مروارید

    و صدف شد ، و دیگر در کنار ساحل تنها نبودم تو نیز با من بودی

    تو که آمدی شبهای شهر ستاره باران شد ، دروازه شهر گلباران شد !

    تو مانند یک نوای عاشقانه در قلبم نشستی و

    قلب مرا با آن نوای آرامت پر از محبت کردی

    تو مانند پرنده ای در دلم نشستی و با پروازت در آسمان دلم ،

    به من غرور پرواز به دشت عشق بخشیدی

     

     تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيد

     

    ... این شعر آتش عشق فروزان من است

    عشق تو در قلبم،عمر جاودان من است

    منم آن دلباخته ترین سوگند زمانه،...

    آتش عشقت شعله در خرمنم احساسم کشید

    یار تو بودم و  در کنار تو من  شاد شدم

    پرنده ای در قفس بودم و با تو آزاد شدم

    در آسمان عشق با تو پرواز آموختم

    در شبستان عشقت شمع عاشقی افروختم

    سوگند به عشق به فصل زیبای دلبستگی

    در خاطراتم خواهی بود تا انتهای زندگی

    ولی افسوس زمانه مجال رسیدن نمی دهد

    روزگار به ما پرندگان فرصت پریدن نمی دهد

    گله نکن،گریه نکن شاید این قسمت ماست

    شاید این سرنوشت ماست که از هم جداست

    نگاه کن ببین در چشم مشتاقم چه می بینی

    بنگر که در نگاهم جز آتش عشقت نمی بینی

    دوستت دارم بیشتر ازهرآنچه می دانی

    هر اتفاقی افتد در خاطرم بدان که می مانی

      

     تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيد

     

                    يك قلب خسته از ضربان ايستاده است

     

    من مرده‌ام ، نشان كه زمان ايستاده است

                                                                 و قلب من كه از ضربان ايستاده است

    مانيتور كنار جسد را نگاه كن

                                                                  يك خط سبز از نوسان ايستاده است

    چون لخته‌يی حقير نشان غمی بزرگ

                                                                در پيچ و تاب يك شريان ايستاده است

    من روی تخت نيست ، من اين‌جاست زير سقف

                                                               چيزی شبيه روح و روان ايستاده است

    شايد هنوز من بشود زنده‌گی كنم

                                                                    روحم هنوز دل‌نگران ايستاده است

    اورژانس كو؟ اتاق عمل كو؟ پزشك كو؟

                                                             لعنت به بخت من كه زبان ايستاده است

    اصلا نيامدند ببينند مرده‌ام

                                                                    شوك الكتريكی‌شان ايستاده است

    فرياد می‌زنم و به جايی نمی‌رسد

                                                                    فريادهام توی دهان ايستاده است

    اشك كسی به خاطر من در نيامده

                                                            جز اين سِرُم كه چكه‌كنان ايستاده است

    شايد برای زل زدن‌ام گريه می‌كند

                                                            چون چشم‌هام در هيجان ايستاده است

    ای وای دير شد بدن‌ام سرد روی تخت

                                                              تا سردخانه يك دو خزان ايستاده است

    آقای روح! رسمی شد دادگاه‌تان

                                                                     حالا نكير و منكرتان ايستاده است

    آقای روح! وقت خداحافظي رسيد

                                                            دست جسد به جای تكان ايستاده است

     

    مرگ‌ام به رنگ دفتر شعرم غريب بود

                                                             راوی قلم به دست زمان ايستاده است:

    يك روز زاده شد و حدودی غزل سرود

                                                             يادش هميشه در دل‌مان ايستاده است

    يك اتفاق ساده و معمولی‌ست اين

                                                             يك قلب خسته از ضربان ايستاده است

     

    تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری دوم www.pichak.net كليك كنيد

    ای عشق اگر دوست بر در نزند

    فریاد مرا دهان خنجر نزند

    پیداست که شب خیال ماندن دارد

    ای وای اگر سپیده ای سر نزند

    ای عشق بهای عشق سر باختن است

    پای از سر و سر ز پای نشناختن است

    افسانه ی کوهو تیشه و کوهکنی

    اول قدم از برای خود ساختن است

    ای عشق به نام عشق بدنام شدیم

    پر نازده از غرور در دام شدیم

    یک جرعه کشیده کار مارا به جنون

    جام دگری زدیمو آرام شدیم

    تاريخ سـاعت 23:6 نويسنده یه برزخـــــــــــــــــــــی ♥

     دوست دارم

     

     دوست دارم فقط عشق منی

    میدونم هرگز منو از یاد نمی بری

    بهونه ی نفس کشیدنم تویی

    دوست دارم تو قلب من فقط تویی

    هرگز از پیشت نمیرم

    بی تو هر لحظه میمرم

    میگم عاشق تو هستم

    بی تو اروم نمی گیرم

     دوست دارم فقط عشق منی

    میدونم هرگز منو از یاد نمی بری

                    تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

       هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند

                         تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

    سعی کن مثل خورشید زیاد نور ندی چون همه از نورت استفاده می کنن ولی اصلا نگات نمی کنن؛ سعی کن مثل ستاره کم نور بدی تا همه تو خلوت شباشون دنبالت بگردن

                           تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

    برای خریدن عشق هر کس هرچه داشت اورد دیوانه هیچ نداشت و گریست (گمان کردند چون هیچ ندارد می گرید) اما هیچکس ندانست که قیمت عشق اشک است و قیمت اشک عشق           

                  تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

      گریزانم از این مردم که با من به ظاهر همدم و یکرنگ هستند... ولی در باطن از فرط حقارت به دامانم دوصد پیرایه بستند... از این مردم که تا شعرم شنیدند به رویم چون گلی خوشبو شکفتند... ولی آن دم که در خلوت نشستند مرا دیوانه‌ای بدنام گفتند

                    تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

    تاريخ سـاعت 2:17 نويسنده یه برزخـــــــــــــــــــــی ♥

     

     

    میگم که کاشکی شاه بودم شاه تو قصه ها بودم

    به فکر چاره ای واسه تموم ادما بودم

    رو پشت بوم خونه ها تموم رو گل می کاشتم

    خونه ی فقیر و دارا ناو دون طلا می ذاشتم

    می گفتم هر کی داره کبوتر و قناری

    رها کنه به عشق روزهای بی قراری

    فقیرا رو پول میدادم زندونی ها رو ازاد

    هرچی کویر خشکه خودم میکردم اباد

    هرکس به دین و کیش خود

    سرگرم قوم و خویش خود

    هر کس با اعتقادش منطق و عدل و دادش

    یه مدرسه می ساختم به قد هفت تا دریا

    که از تموم دنیا فقط بیان تماشا

    تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری چهارم www.pichak.net كليك كنيد

     

     

    قبولم کن اگر چه سخت باشم زهجرت تا به کی در صبر باشم
    فراموشت نمی کنم عزیزم مگر آن روزی که من در قبر باشم

                تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

                       

    چند روز ديگه بهار مياد و همه‌چيز رو تازه مي‌كنه، سال رو، ماه رو،

    روزها رو، هوا رو، طبيعت رو، ولي فقط يك چيز كهنه ميشه كه به

    همه اون تاز‌گي مي‌ارزه، «دوستيمون»!

         

     

    تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

                                       

    اين بار مي خواهم هفت سين عيد را با ياد تو بچينم

    سبزه را با ياد روي سبزه ات

    سمنو به ياد شيريني لبخندت

    سايه دانه به رنگ چشم هايت

    سرکه با ياد ترشي مهربانيت

    سيب با ياد ترديه گونه هايت

    سکه با ياد درخشش قلبت

    سير با ياد تندي کلامت

    با همه خوبي ها و بدي هايت  ... دوستت دارم

                        تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

    تاريخ سـاعت 12:27 نويسنده یه برزخـــــــــــــــــــــی ♥
      تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری چهارم www.pichak.net كليك كنيد

    چی بگم از دست تو ای روزگار

    ای که در ناپایداری پایدار

    دیگه دستاتو بزار تو دست من

    به تو چی میرسه از شکست من

     از من آرام رو بگیر راحت دنیامو بگیر

    از لبم جامو بگیرو دل خوشیهامو بگیر 

    اما احساسی رو که من بهش دارم ازم نگیر

    اگه گنجی سر رامی جلوی رامو بگیر

    اگه دنیا همه کامی همه دنیامو بگیرو

    دل خوشی هامو بگیر 

    اما احساسی که من بهش دارم ازم نگیر

    ای فلک بر سره من یه دنیا منت بگزار

    واسی عاشق شدنم بازم یه فرصت بگزار

    تو دیاری بی کسی در نمیاد باز نفسم

    من گذشتم از خودم برای اون دلواپسم

    به خدا التماس کردم تا چرخ روزگار را بر وفق مرادی تو بچرخاند تا الاحه ی عشق از حمایت ما روی بر نگرداند من دریا و زمین و آسمان و ستاره را به حرمت شکوه عشق تو تقدیس می کنم

    تاريخ سـاعت 0:29 نويسنده یه برزخـــــــــــــــــــــی ♥
     

     

    کارت  پستال  عاشقانه - Pix4Pix.net

    ای به داد من رسیدی تو روزای خود شکستن چراغ مهربونی تو شب  وحشت من

    ای تبلحور حقیقت توی لحظه های تردید تو شب و از من گرفتی تو من و دادی به خورشید

    اگه باشی یا نباشی برای من تکیه گاهی برای من که غریبم تو رفیقی جون پناهی

    یاوری همیشه مومن تو برو سفر سلامت غم من نخو ر که دوری برای من شده  عادت

    ناجیه عاطفه ی من شعرم از تو جون گرفته رگ خشک بودنی من از تن تو خون گرفته

    اگه مدیون تو باشم اگه از تو باشه  جونم قدر اون لحظه ندانم که منو دادی نشونم

    وقتی شب شب سفر بود توی کوچه های وحشت وقتی هر سایه کسی بود واسه 

     بردنم به ظلمت

    وقتی هر ثانیه شب تپش حراص من بود وقتی زخم خنجره دوست بهترین لباس من

    تو با دست مهربونی به تنم مرحم کشیدی برام از روشنی گفتی حربه ی شب و

    دریدی

    یاوری همیشه مومن تو برو سفر سلامت غم من نخو ر که دوری برای من شدی عادت

    ای طلوع اولین دوست ای رفیق  آخر من به سلامت سفر تو ای یگانه یاوری من

    مقصدت هر جا که باشه هر جای دنیا که باشه  اون وری مرز شقایق پشت لحظه ها که باشی

    خاطرت باشه که قلبت سپر بلای من بود تنها دست تو رفیق دست بی ریای من بود

    یاوری همیشه مومن تو برو سفر سلامت غم من نخو ر که دوری برای من شدی عادت

                                               

    تاريخ سـاعت 21:36 نويسنده یه برزخـــــــــــــــــــــی ♥
    яima